I feel sick
حالم از خودم که عرضه نداشتم به قولی که داده بودم عمل کنم بهم می خوره.
پسرم, وقتی عرضه نداری تضمین نده. وقتی می دونی که نمی تونی تضمین نده که فلان اتفاق دیگه نخواهد افتاد. ولی وقتی تضمین دادی باید پاش وایسی. یعنی چی؟ یعنی اینکه اگه حتی حس بشه که برخلاف قول شما داره اتفاقاتی می افته باید جرات پذیرش شکست را داشته باشی. یعنی عین یه مرد بری جلو بگی: من بی عرضه تر از این حرفا بوده و هستم که بتونم به تضمینی که داده ام عمل کنم پس لطفا بنده را از کل مسیولیت هایم عزل نمایید.متشکرم.
دلگرم کننده
مقاله امروز صفحه سینمایی شرق خوندن داره.
از محسن آزرم زندگی در عیش مردن از خوشی
WYSI-Wordpress
قبلا, اینجا editormonkey رو معرفی کردم ولی چند وقتی میشه که توسعه اش متوقف شده متاسفانه. برای همین به جای اون می تونید از WYSI-Wordpress استفاده کنید. مثل اون خدابیامرز کامل نیست ولی بهتر از ادیتور دیفالت وردپرسه. و مهمترین امکانش image browser خوش دستشه.
Leben… I Feel You
یکی نیست بگه بابا پسرم, مگه مجبوری می خوای n تا کار رو با هم تموم کنی؟
نه وجدانا بیماری؟
ولی فعلا که داره جواب میده. بعد از تقریبا دو سال پیچوندن دارم(بهتره بگم داریم چون تنها نیستم خوشبختانه) سه تا سایتی رو که قرار بود پارسال تموم بشند تموم می کنیم. دوتاش جزو مهمترین رویاهای خودمه.
*Leben… I Feel You آهنگیه از شیلر.
مظنونین همیشگی
کیتون همیشه می گفت که من به خدا اعتقاد ندارم ولی ازش می ترسم. خوب من به خدا به خدا اعتقاد دارم ولی از تنها چیزی که می ترسم کایزر شوزه است!
Keaton always said, “I don’t believe in God, but I’m afraid of him.” Well I believe in God, and the only thing that scares me is Keyser Soze.
از مونولوگ های فیلم مظنونین همیشگی!