Another son of a bitch

Archive for مهر, ۱۳۸۵

آفتاب ابدی یک ذهن بی لک

پنج دقیقه یک بار یه ایده میاد تو ذهنم, روش فکر می کنم؛ می بینم که بله خوب ایده ای خواهد بود(اگر اجرا شود البته)میرم با چهار نفر صلاح مشورت می کنم, اونام تایید می کنند که بله ایده ی بدکی نیست ولی بهتره بیشتر روش کار کنی.

آهان. گیر کار اینجاست. بیشتر روش کار کنم! چه جوری؟ روی چی؟
بعد از یه روز بن کل یادم میره که چه غلطی می خواستم بکنم. یادم هم نره اینقدر سرمو با کارهای دیگه گرم می کنم که وقت نکنم نگاهش کنم.

کسی ایده ای, تمهیدی, راه حلی, دارویی, درمانی, کوفتی چیزی برای ما نداره؟

پا پی: عنوان مطلب اسم فیلمیست از میشل گوندری


face off

قیافه عوض شد. همین.


بدم میاد

بدم میاد که بقیه فکر کنند من احمقم ولی خوب خیلی وقت ها کاری از دستم بر نمیاد. شایدم رفتار خودم اینو بهشون نشون داده.
نمی دونم.
شایدم احمقم و خودم خبر ندارم.