۵ points
محمد گرفته ما رم برده قاطی بازی اعتراف ۵ پله ای!!!!
یکی نیست بهش بگه مرد حسابی, آدم قحطی زده که خِر منو چسبیدی؟
به هرحال;
۱- همچنان معترفم که بزرگترین خریت عمرم این بود که دبیرستان رفتم ریاضی خوندم.
۲- و همچنان معنرفترم که بهترین دوران عمرم در همان دبیرستان کذایی گذشت( فراز, مجید: نکشین منو. من خیلی گاوم. خودم می دونم.).
۳- موجود بسیار گوهی هستم.
۴- از من الاغتر هم وجود دارد؛ خودم.
۵- از نارسیسیست ها هم بدم میاد.
کسی رو هم دعوت نمی کنم.
بسه دیگه برید خونه هاتون.
تمت.
post slug
اینجا post slug رو این جوری تعریف کرده:
Post Slug
This is where WordPress will “clean up” your post title to create a link, if you are using Permalinks. The commas, quotes, apostrophes, and other non-HTML favorable characters are changed and a dash is put between each word. If your title is “My Site - Here’s Lookin’ at You, Kid”, it will be cleaned up to be “my-site-heres-lookin-at-you-kid” as the title. You can manually change this, maybe shortening it to “my-site-lookin-at-you-kid”.
منتها تنها کاربردش این نیست. مهمترین کاربردرش برای کسانی که به زبانی که حروفش لاتین نیستند اینه که بهشون این امکان رو میده که برای هر نوشته اشون آدرسی قابل فهم داشته باشند.
حالا مشکل چیه؟ مشکل اینه که خیلی از عزیزانی که از وردپرس و wordpress.com استفاده می کنند, بی خیال این قضیه می شند و عنوان فارسی ای که برای نوشته اشون گذاشتند میشه همون post slug و میره توی address bar و فاجعه از اینجاست که آغازیدن می گیرد. خوب تا حال التحریر مرورگری را ندیده ام که توی آدرس بارش حروف یونیکد رو درست نشون بده و عموما تبدیلشون می کنند به یک سری کرکتر اجق وجق. یه چیزی تو این مایه ها:
%d8%af%d9%88%d8%af%d8%b1%d8%af%d9%88-%d9%87%db%8c%d9%84%d8%aa%d8%b1-%d8%b4%d8%af
چه ایرادی داره که یه post slug معنی دار, حالا معنی هم نداشت مهم نیست, حتی پینگیلیش برای نوشته اتون بگذارید؟
مشکل از حس و حاله؟ آره می دونم بد دردیه. خودم بهش مبتلام. خوب اینم مشکلی نیست. ساختار پیوندهای ثابت رو عوض کنید. تا همون جوری به صورت پیش فرض خودش(p=1) یا جوری که به جای عنوان نوشته شماره اش بیافته(http://harchi.chiz/1385/12/254789). انصافا این ها قابل فهم تر و تمیزتر از اون کرکترهای اجق وجق و بی معنی یونیکد نیستند؟
تهی
الان دیگه سه ماه شده. آره داره سه ماه میشه که نتونستم مثل بچه ی آدم بخوابم. نتونستم موقعی که بیدار میشم حس کنم که همه چی تازه است. نمی شه, هر کاری می کنم نمی شه که نمی شه. زود بخوابم دیرتر از همیشه بیدار می شم, دیر بخوابم که دیگه خوابم نمی بره. صبح به صبح هرکی منو ببینه فکر می کنه داره جنازه ای برگشته از دیار عدم رو می بینه.
کسی چاره ای نداره؟
Oh brother, where art thou?
رفیق, اگه از ما دلگیری خوب بیا بگو. به جان خودم دلم برات تنگ شده. دیگه چه جوی باید بیایم منت کشی؟ دو سه باری که واسطه فرستادیم که بیای و بگی ولی نیومدی. بار آخر که تا دم در هم اومدی و نیومدی تو.
آخه این رسمشه؟ اصلا قبول. گناه از سمت ما بوده, خوب تو بیا بگو چی بوده من خودم به مدت یک ماه, روزی سه بار ازت معذرت خواهی می کنم. خوبه؟
اگه قضیه همون چیزیه که من فکر می کنم, تو که خودت از خیلی از ماها بیشتر در جریانش بودی. تو که خودت می دونستی چی به چیه. پس چرا؟
با تمام اینا من سر حرفم هستم تو بیا و بگو, باقیش با من.
اینم برای اینکه نگی اینا بی معرفتند و از حال من خبری نمی گیرند:
دوربین مبارک باشه رفیق.
آغاز یک پایان؟
شایدم پایان یک آغاز, کی می دونه؟
فعلا که دستمون به تنبون خودمون هم بند نیست.
تنها خبری که داریم اینه هاردش سوخته. حالا عمق فاجعه هنوز معلوم نیست.
پ.ن: به یک نفر با یک میله ی بلند جهت بررسی عمق فاجعه نیازمندیم.