Another son of a bitch

Author Archive

بتمنِ کوین اسمیث

Kevin Smith رو که می‌شناسید؟ یکی از خل‌ و چل‌ترین موجودات هالیوود. کارگردان، نویسنده و بازیگر و Comic book writer!!!
اسمیث که قبلا مینی‌سری‌هایی در موردGreen Arrow، Daredevil، Spiderman رو نوشته بود تازگیا یه مینی‌سری سه جلدی رو با محوریت batman رو آماده کرده به اسم Batman: Cacophoney. به قلم خودش و با طراحی Walt Flanagan و Sandra Hope.
شرورهای داستان هم Onomatopoeia (خود اسمیث توی مینی‌سریش برای green Arrow خلقش کرده بود)، joker و Victor Zsasz هستند.
خط قصه ی جلد اول اینه:

“Practically from out of nowhere, the mysterious masked killer known as Onomatopoeia returns and sets his sights – and sounds – against The Caped Crusader!”

جلد اول قراره ۱۲ نوامبر (چهار روز دیگه) منتشر بشه. عجالتا چندتا صفحه‌اشو ببینید:

اینم کاور:


So say We all

گاهی اوقات این‌قدر جورگیر می‌شوی که نمی‌دانی چه باید بکنی. این، شده جکایت من و BattleStar Galactica که بعد از دیدنش شدیدا جوگیر شده‌ام، شایدم نشده باشم که احتمال اینکه نشده باشم بسیار بیشتره، جوگیر شده‌ام که بهترین Sci-Fi تاریخ بشریت رو دیده‌ام. فکر می‌کنم خیلی هم چوگیر نباشم چرا که Entertainment Weekly هم پارسال BSG رو بعد از Matrix به عنوان بهترین Sci-fi ساخته شده از ۱۹۸۲ به اینور انتخاب کرده.
اگه فکر می‌کنید که هر قسمت (مثلا) Lost پر از ایده است و خلاقیت زیادی درش به کار رفته سخت در اشتباهید. خلاقیت چیزیه که تیم سازنده‌ی BSG به معنای واقعی کلمه دارند، از خالقین کار (Ronald D. Moore و David Eick) گرفته تا تک‌تک عوامل سریال، مخصوصا آهنگ‌ساز جوان سریال (Bear McCreary) که یکی از بهترین حاشیه‌های صوتی‌ای که به عمرم شنیدم‌ام رو ساخته.
حکایتی که برای سریال در نظر گرفته شده شاید از دور کمی غریب و غیرقابل باور به نظر برسه ولی کمی که جلو برید فراموش می‌کنید که این چیزی که درحال نگاه کردنش هستید نه در مورد ساکنین زمین که درمورد انسان‌هایی از دنیایی دیگه است. اشاره‌های زیاد و به جایی که به کهن‌آیین‌ها، فرهنگ‌ها و مذاهب بشری شده هم قابل یادآوری هستند. محض نمونه Kobol از وازه‌ای دری گرفته شده که معنای «بهشت» رو میده، adama در عبری ( دقیقا با همین تلفظ) معنای خاک و زمین رو میده. دیگه به اشاره‌های مستقیم‌تر مثل زئوس و ژوپیتر و … کاری نداریم.

حکم: دیدن آن از واجبات بوده و قاصران در دوزخ جان خواهند گرفت.

اینم دو نمونه از موسیقی‌هایی که خواهید شنید:
A distant sadness:
(Either JavaScript is not active or you are using an old version of Adobe Flash Player. Please install the newest Flash Player.)

All along watchtower:
(Either JavaScript is not active or you are using an old version of Adobe Flash Player. Please install the newest Flash Player.)


The Blog job

یکی دیگه از معدود لذت‌های باقی‌مونده برام، انجام دادن کاری که به خیال خودم خوب بلدم. ممکنه بیشتر از یکی باشه، ممکن هم هست اگه از بیرون از دید یک ناظر بی‌طرف بهش نگاه کنم به سازنده‌اش، خالقش، کننده‌اش بد و بیراهم بگم بابت نابلدیش.
یکی از این چیزهایی که فکر می‌کنم، خیال می‌کنم، بهتر بگم امیدوارم، خوب بلدم راه انداختن و علم کردن وب‌سایت و وبلاگه، مخصوصا وقتی که وبلاگی که راه می‌اندازم قبلا روی یکی از این سرویس‌دهنده‌های ابتدایی وطنی بوده باشه. لذت‌بخش‌ترین مرحله‌ی کار برام سر و کله زدن با Scriptایه که باهاش کار می‌کنم (این‌ها تعدادشون اوایل، سه-چهار سال پیش به شدت زیاد بود الان محدود شدن به یه تعداد انگشت‌شمار که بعدا اگه حالی بود و انگیزه‌ای در موردشون داد سخن خواهم پراکند). این مورد به خصوص مقصد عالی‌جناب Wordpress بود و مبدا Persianblog. خلاصه‌ی کلام اینکه آخرای مراحل منتقل کردن ( شیوه‌ی انتقال رو می‌خواید بدونید؟ پست‌ها رو می‌ذاشتیم روی کولمون هلک‌هلک می‌آوردیم اینور خالی می‌کردیم! یعنی چی؟ یعنی دقیقا همونی که فکرشو کردید: Copy & Paste!!!) ارواح تمام رفتگان و نرفتگانم داشت جلوی چشمم می اومد.

خوب این همه مزخرف بافتم که برسم به اینجا. با کمال مسرت و شادمانی یکی دیگر را از بند PB رهانیده و به دامان پرمهر WP آوردیم. باشد که از مومنان باشید. ایشان(Ringator) را از اینجا به اینجا آوردم. یه حسن بزرگی اینه که خوشبختانه خودش هم دست به آچارش خوبه. چیزی که من تحویل دادم کلا از نظر قیافه تعطیل بود، اینی که می‌بینید حاصل دست خودشه ولاغیر. البته یه ایراد کوچک داره که سعی دارم برطرفش کنم و بعدش دیگه perfect!

و مهمتر اینکه این نخستین نمونه‌ای بود که تکمیل شد. سه چهار مورد دیگه هم هست که به محض تکمیل شدن توی بوق و کرنا خواهم کردشان. اولین مورد وحید خواهد بود. وحید کیه؟ آنان که می‌شناسند که خوب هج، آنان که نمی‌شناسند خواهند شناخت.
تا بدانگاه،فعلا!

پ.ن: فعلا رو از شهرام کش رفتم.
پ.ن ۲: اصلا ایشان(Ringator) کی باشند؟ مانگاخوان عاشق بستنی که یکی از یاران حلقه‌ی تالکین در ایران است!


تنها در خانه - ۱۳۸۷

ساعت ۳ صبح که از زور تشنگی بیدار میشی و میری توی آشپزخانه که آب بنوشی. بوی کباب همه جا پیچیده، اول فکر می‌کنی از آثار خوابیدن بعد از چهار شبانه‌روزه، یه کم می‌گذره یادت میاد که خودت دیشب کباب خوردی و بو حتما از دهن خودت داره میاد بیرون. همینجور در حال پیشروی به سمت آشپزخانه‌ای که بر شدت بو افزوده می‌گردد. یواش یواش اتفاقات دیشب در برابر دیدگانت هویدا می‌گردند; دیشب رفتی و کباب کوبیده خریدی منتها بعد از خوردن یادت رفت زباله‌ها رو ببری دم در و این بویی که میاد نه از معده‌ی خودت که باقی‌مانده‌ی غذای دیشبه. وارد اشپزخانه که میشی عمق فاجعه رو با تک‌تک سلول‌های بدنت می‌تونی حس کنی: کپه‌ای ظرف نشسته روی سینک، کپه‌هایی از زباله در جای‌جای کف آشپزخانه، یخچالی خالی و اون وسط زایده‌ای که گویا پیشتر میزی بوده که ملت دورش می‌نشسته‌اند!

این دو-سه روز تقریبا در بدترین شکل ممکن سپری شد، خدا بقیه‌اشو به‌خیر کنه. آب گرم نداریم منم حال ندارم برم ببینم این مشعل روشنه یا نه، یخچال رو که گفتم خالیه، آشپزخونه هم که شده دارفور. تنها نکته‌ی مثبت این‌که خداوند پدر و مادر سازنده‌ی Microwave oven را بیامرزاد که اگر نبود گمانم همان نخستین شب ریق رحمت را سرکشیده بودم.


جوکر جدید

graphic novel جدید DC Comics در مورد حضرت joker، قراره ۲۹ اکتبر (کمتر از ۱۰ روز دیگه) منتشر بشه. این یکی رو نویسنده‌ی کامیک ۱۰۰ Bullets برایان آزارلو (Brian Azzarello) نوشته و آرت هم کار Lee Bermejo.

طراحی عجیبش به کنار، به گفته‌ی خود آزارلو این خشنترین کاری بوده که تا الان کرده!

سایت اصلی - مصاحبه با آزارلو


There and back again

این پست تنها به منزله‌ی تشکر از دوستی عزیز است که منتی بزرگ بر سر بنده نهاد. اله‌سار گرامی، چاکریم دربست.

برگشتم روی Domian مزخرف خودم.


لیاقتی که ندارم

به طور خلاصه:

Some people do not deserve good tings, I do not deserve anything at all.
As someone who has sabotaged everything in his life I do not have right to think about someone else.
Sorry I’m just a jerk.


لعنت به بک آپی که نیست!

دقیقا لعنت به بک آپی که گرفته بودم و الان نیست و نابود شده.

من و شهرام تحقیقا و تقریبا رکوددار طرح‌های نافرجام دنیا هستیم. چه طرح‌های مشترک، چه طرح‌های شخصی. تا همین الان گمانم نزدیک به ۴۰-۵۰ تا پروژه داشتیم که در مراحل مختلف نابود شدند.
یکیشون که خیلی هم دوستش داشتم (و هنوزم دارم) ترجمه‌ی Comic Book و Graphic novel بود.
برای اولین نمونه رفتیم سراغ DMZ (دلیلش هم علاقه‌ی مشترکمون به کتاب‌های انتشارات Vertigo است).
متاسفانه کار فقط تا Prototype رسید. دو صفحه از کارمون رو این پایین گذاشتم. البته متاسفانه‌تر نمونه‌ی ترجمه شده رو هرچی می گردم پیداش نمی کنم، اینی که این پایینه نسخه‌ی اصلیه.
همچنان در حال گشتنم اگه پیداش کردم که می‌گذارمش کنار همین.

با کمال شگفتی، شهرام داشتش. سمت راست نمونه‌ی اصلی، سمت چپ کار ما:

و همچنان لعنت به بک آپی که نیست.


پوسته‌ی فارسی شده‌ی Unwakeable 1.5.1 نگارش آزمایشی

پس از مدت‌ها درگیری و مشغولیت و تنبلی و کالیبر بالا و آب هندوانه و استعمال چندین پارتی سنجد، این شما و اینم هم پوسته‌ی Unwakeable.
پوسته‌ای ساخته شده بر مبنای پوسته‌ی معروف K2 با طاهری متفاوت و امکاناتی به نسبت بیشتر.تمام امکانات پیش فرض K2 در این پوسته هم موجوده.
این Theme همین الان همینجا مورد استفاده است.

کار بومی سازی بر اساس آخرین نسخه‌ی این پوسته (۱/۵/۱) صورت گرفته. توجه داشته باشید که برای استفاده از زبان فارسی باید زبان پیش فرض وردپرس شما هم فارسی هم باشه.
مشکلات مربوط به تراز نبودن تصاویر در وردپرس ۲/۵ به بالا در این نسخه رفع شده.

مشکلات فعلی:

پوسته تقریبا با افزونه‌ی جلالی سازگار نیست. تاریخ نوشته‌ها همچنان به صورت میلادی نمایش داده میشه.
چندتایی از CSS Classها (مشخصا Alert و Code) به همریختگی‌های بسیار زیادی دارند.

توجه داشته باشید که این نسخه کاملا آزمایشیست.

دریافت:
unwakeable-151

منتظر پوسته‌ی K2 باشید.


Destruction

تنها چند ثانیه تا نابودی کامل. نابودی‌ای خود خواسته که خود به سر خود آورده‌ام.


So long baby, so long

فرزندم, بسی بلاهت می طلبد در تاریکی مطلق و گرمای جانفرسا, زیر نور لپ تاپ تق تق بر دکمه ها بکوبی!

«از وصیت های یک پدر به پسرش, جلد ۷۸۹۲۴۵۷۸۸۸ام - صفحه ۲۲۲۱۴۷۸۸۴۵۷۴۸۴۳۵۴۱»


خسته ام؟

چند روز دیگه کارهای اینجا با کمک ها و زحمت های فراوان شهرام (دوستم، برادرم، استادم) تموم بشه، یه کم استراحت و بعدش دوباره بپرم روی اینورش. بعد برم سراغ اون یکی، بعدش اون یکی و الخ!

اینم شده زندگی ما.


جنون

یهو می زنه به سرت همین میشه دیگه. مردشور ببره برنامه ریزی سه-چهارماهه‌ات و خودت رو با هم. حقته که گیر کنی توی این اتاق مزخرف این هتل مزخرتر وسط این ترکیه‌ی مزخرفتر از همه.


OO!

۴۸ ساعت علاف شدم که چرا Open office قاطی کرده و نمیشه راست به چپ نوشت درونش.
نگو مشکل از فعال نبودن CTL بود!!!


Blah Blah Blah!

دیگه داره تموم میشه. یعنی در اصل خیلی وقته که تموم شده ولی نمی دونم چه مرگم شده، OCD گرفتم شاید، راضی نمیشم که بدمش بیرون.:)


In the End

طنابی دهید که بیاویزم خویش را!


But where do you go to my lovely

Hotel Chevalier را دیده ای, بعد از سه-چهار روز هنوز منگی (اون ور آب بهش میگن Hang over!), هم از خود فیلم از تک تک دیالوگ هایش و از همه بدتر غرابت و قرابت where do you go to (my lovely) و صدا و لحن Peter Sarstedt.


دسکتاپ کامل با Ubuntu 8.04 - Hardy Heron - بخش اول

این نوشته تقریبا ترجمه ایست از The Perfect Desktop - Ubuntu 8.04 LTS (Hardy Heron) . چرا تقریبا؟ چون چندتا از مراحل رو حذف کردم و چندتایی رو هم اضافه.

با این راهنمای گام بله گام (که از نصب Ubuntu شروع میشه) شما یک دسکتاپ نسبتا کامل (بسته به نیازهایتان) و سریع و مطمئن خواهید داشت.

(more…)


Quantum of Solace

آخ که می میرم برای دقیقه ای خواب, دقیقه ای چشم گذاشتن روی هم و نبودن هیچ صدایی, نبودن صدای آن دزدگیر مسخره که دیشب هفت ساعت تمام زیر پنجره اتاقم سر و صدا کرد و صاحب بی مغز ماشین هم داشت از پنجره اش ماشینش را نگاه می کرد. دلم لک زده ساعتی سرم درد نکند یا گوشم سوت نکشد.

اسم این یکی را از ۲۳امین جیمز باند کش رفتم.

کفاره

Welcome to Sesame Street, kids. Today’s word is ‘expiation’.

به تحملش می ارزید, به ۶ سال تحمل از آخرین باری که فیلمی رو به کارگردانی Frank Darabunt دیدم کاملا می ارزید. دارابانت در The Mist بازگشت باشکوهی داشت.

اگه فیلم رو ندیدید اینجا به بعد رو نخونید اگر نمی خواهید داستان لوث بشه.

تا دقیقا پایانی فکر می کنی داری یکی از همین Horrorهای معمولی رو نگاه می کنی ولی اون سکانس لعنتی آخر کل روزت رو خراب می کنه.


صبح سگی!

حساسیت بهاره ات زده باشه بالا, یک نکبتی هم بهت گیر داده باشه, شب قبلش هم نهایتش یک ساعت خوابیده باشی, داتک هم طبق معمول جفتک بپرونه نتیجه اش میشه پاچه گیری از نوع حاد. جوری که کم مونده بری جلوی آینه پاچه خودت رو هم بگیری.

عوضش روز قبلش Gone baby gone رو دیدم که لذتی دوچندان داشت که بعدا خواهم نوشت درموردش.


افزونه جلالی برای وردپرس - نسخه ۴/۰

قبلا گفتم که نسخه ۴/۰ این افزونه منتشر شده. خوب مهمترین تغییری که کرده (به غیر از چیزهایی که خود بچه ها گفته اند) رفع مشکل با ویرایش Permalink هست.

خوشحالیم.


Wp-Jalali V4.0

طبق اینجا نسخه ۴/۰ منتشر شده ولی تا الان (ساعت ۵:۱۵) هیچ جای دیگه خبری نیست. تست می کنم, تغییراتی مشاهده شد میگم.


امور دوزخی

دیوانه وار عاشق این فیلمم, این که خودت نباشی, نه که نخوای نتونی, نذارن که خودت باشی دستمایه ی خوبی برای فیلمه اما اینکه هر دو قطب داستان همچین وضعیتی داشته باشند کار رو پیچیده می کنه.
اینجا با پلیسی طرفیم که سال هاست به عنوان مامور مخفی داره فعالیت می کنه و یکی از همدوره هاش که اصلا به قصد جاسوسی  وارد نیرو شده. بازی از این وحشتناکتر که هر دو میشن مسئول شکار اون یکی؟

عذابی بدتر از زنده موندن برای مینگ هست؟ ویلیام موناهان و اسکورسیزی موقع بازسازی مرگ رو براش انتخاب کردند ولی گمانم مرگ کمترین تقاصی بود که می شه برای همچین کسی در نظر گرفت.

یه توضیح در مورد اسم فیلم:
اسم اصلی فیلم ( Infernal affairs) بازی زبانی جالبیه با Internal affairs (امور داخلی - رسیدگی به تخلفات مامورین پلیس). برای اینکه هم معنی بهم نخوره هم تقریبا بشه اون بازی رو حفظ کرد من امور دوزخی رو بیشتر ترجیح میدم به امثال امور جهنمی.