بتمنِ کوین اسمیث
Kevin Smith رو که میشناسید؟ یکی از خل و چلترین موجودات هالیوود. کارگردان، نویسنده و بازیگر و Comic book writer!!!
اسمیث که قبلا مینیسریهایی در موردGreen Arrow، Daredevil، Spiderman رو نوشته بود تازگیا یه مینیسری سه جلدی رو با محوریت batman رو آماده کرده به اسم Batman: Cacophoney. به قلم خودش و با طراحی Walt Flanagan و Sandra Hope.
شرورهای داستان هم Onomatopoeia (خود اسمیث توی مینیسریش برای green Arrow خلقش کرده بود)، joker و Victor Zsasz هستند.
خط قصه ی جلد اول اینه:
“Practically from out of nowhere, the mysterious masked killer known as Onomatopoeia returns and sets his sights – and sounds – against The Caped Crusader!”
جلد اول قراره ۱۲ نوامبر (چهار روز دیگه) منتشر بشه. عجالتا چندتا صفحهاشو ببینید:
جوکر جدید
graphic novel جدید DC Comics در مورد حضرت joker، قراره ۲۹ اکتبر (کمتر از ۱۰ روز دیگه) منتشر بشه. این یکی رو نویسندهی کامیک ۱۰۰ Bullets برایان آزارلو (Brian Azzarello) نوشته و آرت هم کار Lee Bermejo.
طراحی عجیبش به کنار، به گفتهی خود آزارلو این خشنترین کاری بوده که تا الان کرده!


لعنت به بک آپی که نیست!
دقیقا لعنت به بک آپی که گرفته بودم و الان نیست و نابود شده.
من و شهرام تحقیقا و تقریبا رکوددار طرحهای نافرجام دنیا هستیم. چه طرحهای مشترک، چه طرحهای شخصی. تا همین الان گمانم نزدیک به ۴۰-۵۰ تا پروژه داشتیم که در مراحل مختلف نابود شدند.
یکیشون که خیلی هم دوستش داشتم (و هنوزم دارم) ترجمهی Comic Book و Graphic novel بود.
برای اولین نمونه رفتیم سراغ DMZ (دلیلش هم علاقهی مشترکمون به کتابهای انتشارات Vertigo است).
متاسفانه کار فقط تا Prototype رسید. دو صفحه از کارمون رو این پایین گذاشتم. البته متاسفانهتر نمونهی ترجمه شده رو هرچی می گردم پیداش نمی کنم، اینی که این پایینه نسخهی اصلیه.
همچنان در حال گشتنم اگه پیداش کردم که میگذارمش کنار همین.
با کمال شگفتی، شهرام داشتش. سمت راست نمونهی اصلی، سمت چپ کار ما:
و همچنان لعنت به بک آپی که نیست.
۳۰۰
نمونه بارز (با عرض معذرت فراوان البته ) جوگیری ایرانی را می شه در واکنش ها به ۳۰۰ دید. هنوز فیلم رو ندیده شروع کردند به تکفیر و صدور حکم مهدورالدم بودن سازندگانش.
اصلا گیریم حق با شماست. توهین مستقیمه. قبول. ما (به عنوان کسانی که سال های سال است که به پیشینه تاریخی مان می نازیم ) برای معرفی این پیشینه چه کار کرده ایم؟ کتاب منتشر شده؟ فیلمی ساخته شده؟ نه, به هیچ وجه. کارمان شده اینکه هروقت فکر کردیم کسی بهمان توهین می کند ماهم گارد می گیریم و شروع می کنیم به مقابله به مثل.
این دوستانی که شمشیر رو از رو بستند گمانم بی خیال وجه تخیل در ادبیات داستانی شده اند. بدتر از اون استدلال هایی که آوردند.
نمونه:
اسنایدر, تنها ۴۰ سال دارد. خوب مگه جرمه؟ گناه کرده که تازه چهل سالش شده؟ نکنه از این به بعد هر کسی بخواد در مورد ایرانی جماعت فیلمی بسازه باید همسن و سال نوح باشه؟
بیا, شاهد از غیب رسید. پسر فهمیده, خلاصه ای از دو تا نقد رو ترجمه کرده و گذاشته توی بلاگش. خوندنش توصیه میشه. اینجا.
دقیقا با ایشون هم عقیده ام.
دنی سگه
کارگردان: لوی لوتوریه
نویسنده/تهیه کننده: لوک بسون
بازیگران: جت لی- مورگان فریمن- باب هاسکینز - کری کاندان
یخوام خیلی خلاصه در مورد داستانش توضیح بدم میشه این: داستان تبدیل یک انسان به یک سگ و بازگشتش به اصل خویش. خیلی مزخرف شد,نه؟ یه پیش فرض دیگه هم بدم و اون اینکه بازیگر کرکتر اول فیلم جت لیه. خوب این یعنی اینکه با یه فیلم اکشن روبروییم؟
اینا رو بذاریم کنار. اصل داستان اینه:
دنی(لی) از بچگی پیش عمو بارت(هاسکینز) بزرگ شده. بارت شرخره و دنی رو مثل یه سگ شکاری بزرگ کرده, جوری که وقتی قلاده اشو باز می کنه طرف رو تا سرحد مرگ می زنه.
یه روز برحسب اتفاق دنی از بارت دور می افته و میره پیش یه تعمیرکار پیانو(فریمن) و دخترخوانده اش(کاندان) که امریکاییند و برای تحصیل دختره موقتی اومدن انگلستان. ازش مراقبت می کنند و یواش یواش دنی دوباره به انسان تبدیل میشه.
ولی این همه ماجرا نیست.
حالا بریم سر اینکه چرا باید فیلم رو دید.
دلیل اول: جت لی واقعا بازی کرده. عجیبه ولی واقعا بازی کرده. خودش گفته مدتها روی حرکت های سگ ها مطالعه کرده. در ضمن این اولین فیلم رسما نه چندان اکشنشه.
دلیل دوم: فریمن و هاسکینز. دیدن این دو نفر به خودی خودش کم دلیلی نیست. مخصوصا هاسکینز.
دلیل سوم: طراح سکانس های اکشن فیلم یوئن وو پینگ. همون طراح سکانس های اکشن ماتریکس ها.
دلیل چهارم: فیلم از نظر تکنیکی چیزی کم نداره. لوتوریه و گروهش کارشون رو به بهترین نحو ممکن انجام داده اند. برای نمونه سکانس استخر رو نگاه کنید.
دلیل پنجم: موسیقی متنش. کار massive attack بی نظیره. نه تنها روی فیلم نشسته که خودش رو بدحوری توی گوش تماشاچی می چپونه.
دلیل ششم: لوک بسون. (توضیح که نمی خواد؟)
جوونتر که بودم…
جوونتر که بودم و حس و حوصله ای برای فک زدن و نوشتن و ابراز عقیده, اینجا ( توی صفحه سوم), بحث فرسایشی مزخرف ولی ( از نظر خودم) پرفایده ای رو سر اینکه سینما چیه و وظیفه اش چی؟ داشتیم.
نوشته خودمو اینجا می ذارم که بگم همچنان( با کمترین تغییر ممکن) مواضع اینجانب همان است که بود.
دلگرم کننده
مقاله امروز صفحه سینمایی شرق خوندن داره.
از محسن آزرم زندگی در عیش مردن از خوشی
ارتباط فرانسوی

پیشنهاد امروز دیدن فیلم ارتباط فرانسوی(the french connection) ساخته ی ویلیام فریدکینه.
برنده ی ۵ جایزه ی اسکار برای بهترین بازیگر مرد نقش اصلی(جین هکمن), بهترین کارگردان(ویلیام فریدکین),بهترین تدوین(جرالد ب. گرینبرگ), بهترین فیلم(فیلیپ دآنتونی) و بهترین فیلم نامه ی اقتباسی(ارنست تیدیمن).
نامزد سه تا جایزه ی اسکار برای بهترین بازیگر مرد نقش مکمل(روی شایدر), بهترین فیلمبرداری(اون رویزمن) و بهترین صدا(تیودور سودربرگ و کریستوفر نیومن).
۱۰۴ دقیق وقت لازم دارید برای دیدنش که می تونم بگم نه تنها هدر نمی ره که خیلی هم مفیده.
لدت ببرید.
ادوارد دست قیچی
پیشنهاد امروز دیدن فیلم ادوارد دست قیچی ساخته تیم برتونه. ![]()
یکی از لطیف ترین فیلم هایی که توی عمرم دیده ام. پروفسوری مخلوقی می سازه که به جای دست قیچی داره( البته بهتره بگم به جای انگشت قیچی داره) و قبل از تعویض قیچی ها با دست می میره. مخلوق تنها می مونه تا یک زن از اهالی منطقه اونو می بره به خونه اش…
فیلم محصول ۱۹۹۰ با بازی جانی دپ- وینونا رایدر و بازیگر موردعلاقه دوران کودکی برتون, وینسنت پرایس در نقش خالق ادوارده.
زمانی هم که ازتون می گیره ۱۰۵ دقیقه ناقابله که در مقابلش به شما ساعت ها احساس لذت می بخشه.
فیلم یکی از اولین همکاری های برتون و دپ بوده که یکی از بهترین هاش هم هست. صورت بی حس و سرد دپ ( که کمی هم به ادوارد جنبه خنثی بودن بخشیده) شدید با کاراکتر ادوارد هماهنگه جوری که در اجراهای صحنه ای این کار هم از همین گریم برای ادوارد استفاده میشه.
لذت ببرید.
مونیخ
خوب یه کم برسم به علاقه ی اصلیم, سینما.
![]()
مونیخ(
Munich)
تاریخ نمایش: ۲۳ دسامبر ۲۰۰۵(نمایش محدود, نمایش گسترده از ۶ ژانویه ۲۰۰۶)
محصول استودیو: یونیورسال پیکچرز
کارگردان: استیون اسپیلبرگ(Steven Spielberg)
نویسندگان فیلمنامه: تونی کاشنر( Tony Kushner) , اریک راث(Eric Roth)
بازیگران: اریک بنا(Eric Bana) , دانیل کریگ(Daniel Craig) , جفری راش(Geoffrey Rush) , متیو کاسوویتس(Mathieu Kassovitz) , هانس سیکلر(Hanns Zischler) , کایاران هیندز(Ciaran Hinds) , برایان گودمن(Brian Goodman).
ژانر:درام, تریلر
درجه بندی نمایش: R (به خاطر خشونت تصویری, تعدادی صحنه برهنگی)
وب سایت رسمی:http://www.munichmovie.com
مونیخ بازگویی داستان دراماتیک مامور مخفی اسراییلیست که برای کشتن ۱۱ فلسطینی مسیول حادثه المپیک مونیخ ۱۹۷۲ فرستاده می شود و اثر شخصی آن روی گروه و فردی گکه آن را هدایت می کند.
اریک بنا در نقش مامور موسادی را که برای رهبری گروهی از حرفه ای ها که برای این ماموریت جمع آوری شده اند ایفا می کند.
با الهام از وقایع اتفاق افتاده] داستان از منابع بسیاری استفاده کرده است, شامل افرادی که خود درگیر قضیه بوده اند.
فیلم نامه اولین تلاش فیلم نامه نویسی تونی کاشنر, برنده جایزه پولیتزر,برنده جایزه تونی و بسیاری جوایز دیگر برای نمایشنامه درام تاریخی اوفرشتگان در امریکا و همچنین جایزه امی برای اقتباس برایHBO , است.
فیلم توسط کتلین کندی(Kathleen Kennedy) , بری مندل(Barry Mendel) , اسپیلبرگ و کالین ویلسون(Colin Wilson) تهیه شده است.
موزیک بلاگ
نظرتون راجع به یه موزیک بلاگ چیه؟ یعنی یه بلاگی که کنار هر پستش یه موزیک هم باشه. البته توی یه پلیر فلش باز میشه که همه بتونند گوش بدند به همراه لینک اصلی فایل موزیک برای دانلود؟
خوبه؟
بیگانه
کارگردان: ریدلی اسکات(Ridley Scott)
نویسندگان: [دن اوبانون(Dan O'Bannon)- رانالد شوست(Ronald Shusett)نویسندگان داستان]- فیلم نامه: دن اوبانون.
(more…)
dizzyrocker
این جا رو همین امروز کشفیدم. خیلی باهاش حال نمودم.
رویای تکه پاره!
شدید به این آهنگ علاقه یابیده ام.
(more…)
Family Portrait
یکی از معدود کارای پینکه که خیلی گوش میدم.
۰۵/mp3
( با تشکر فراوان از nilipixel(
(more…)






